رخدادهاي تاريخي در زمان ميلاد با سعادت نبي اكرم (ص)
١- امام ششم (ع) فرمود: شيطان به هفت آسمان بالا ميرفت و خبرهاي آسماني را گوش ميداد، وقتي که عيسي (ع) تولد يافت از سه آسمان رانده شد، و تا آسمان چهارم ميرفت، و چون حضرت رسول (ص) متولد شد از همه آسمانها رانده گرديد .
٢- بارگاه انوشيروان (ايوان مدائن) شکست و چهارده کنگره آن افتاد .
۳- انوشيروان در خواب ديد که خورشيد در تاريکي شب از طرف حجاز برآمد و از نردبان چهل پله اي که سر به کيوان کشيده بود بالا رفت، و همه جا را روشن کرد، جز کاخ او که در تاريکي ماند .
٤- آتشکده آذر گشسب که هزار سال روشن بود، خاموش شد، سرد گشت و مرد .
۵- در يثـرب يک يـهود بر فراز قلعه اي فـرياد کرد: اين ستاره احمد است، ستاره پيامبر جديد است، يهودي هايي که پاي قلعه ايستاده بودند، به سراغ غيبگو و دانشمند خود دويدند .
٦- يک عرب بياباني با ريش سپيد، و قامتي بلند، مهار شترش در دست، وارد مکه شد، و اين اشعار را ميخواند: ديشب مکه در خواب بود و نديد که در آسمانش چه نورافشاني و چه ستاره باراني بود!
٧- در آن شب هر بتي که در هر جاي عالم بود، بر رو افتاده بود .
٨- درياچه ساوه که سالها آن را ميپرستيدند فرو رفت و خشک گرديد .
۹- وادي سماوه که سالها بود، کسي آب در آن نديده بود، آب در آن جاري شد .
١٠- داناترين دانشمند مجوس در خواب ديد: که چند شتر صعب، اسبان عربي را ميکشتند و از دجله گذشته داخل بلاد ايشان شدند، طاق کسري از ميان شکست و دو حصه شد، و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاري گرديد، و نوري از طرف حجاز ظاهر گرديد و در عالم منتشر شد و پرواز کرد تا به مشرق رسيد .
١١- سرير سلطنت پادشاهان، سرنگون شده بود .
١٢- مجمع پادشاهان در آن روز، غمناک و از سخن بازمانده بودند .
١۳- ميان کاهنان و همزادشان که خبرها به آنها ميگفتند جدايي افتاد، و ساحران از علم خود نميتوانستند استفاده نمايند .

