آبي ترين گل
امروز به
عابري برخورد كردم؛ با خضوع زياد به او گفتم: ببخشيد نديدمتان عابربا ادب گفت: شما ببخشيد ؛من واين غريبه با
كمال ادب واحترام ازهم خداحافظي كرديم
و رفتيم هريك به راه خود.
بعدازظهر
همان روز درمنزل مشغول پختن شام بودم مثل صبح با آن آقا؛ پسرم پشت سرم ايستاده بود تا برگشتم به او
برخوردم چيزي نمانده بود بخورد زمين با
بداخلاقي گفتم: خودت را بكش كنار متوجه خشونتم نبودم ورفت ودل كوچكش شكست .
شب در رختخواب دراز كشيده بودم ندايي به گوشم
رسيد چطور باآن غريبه آن رفتارمودبانه را داشتي ولي با خانواده و عزيزانت اينقدر
بد رفتار كردي؛ برو آشپزخانه را نگاه كن دم در چند شاخه گل افتاده گلهايي به رنگهاي صورتي زرد وآبي هستند كه پسرت برايت
چيده بود وآورده بود؛ پشت سرت ايستاده بود كه تو را غافلگير كند تو اشكي راكه
درچشمان كوچكش جمع كردي ديدي.
خيلي
خجالت كشيدم اشكم سرازير شد آهسته به اتاقش رفتم و كنارتختش روي زمين نشستم گفتم
بيدارشو كوچولوي من بيدار شو عزيزم اينها همان گلهايي هستند كه تو برايم آوردي
اولبخندي زد وگفت :آنها كنار آن درخت بودند آنهارا چيدم چون به خوشگلي تو بودند مي
دانستم كه ازآنها خوشت مي آيد مخصوصا
ازگل آبي اش ..
حلول ماه شعبان
بزرگان، پيوسته ماه شعبان را مقدمه
ورود به «ضيافة الله» در ماه رمضان
دانسته اند. از اينرو ، كسب آمادگيهاى
فكرى و روحى براى درك هر چه بيشتر فيض معنوى از اين «مهمانى خدا»، لازم است.
«شعبان» هم، ماه دعا و ذكر و ياد و توجه و عبادت و استغفار است. بنده خاضع هر شبانه روز پنج نوبت، چراغ دل قامت به نورى مىافرازد، تا فارغ از حجابها، جلوه هاى آشكار يار را در وسعت آفرينش به تماشا برخيزد و سفر معنويت و عرفان را، ره توشه اى بايسته فراهم آورد. از روشنايى تا روشنايى، پنج نوبت بلور نازك دل در خود مىشكند تا در سايه عطوفت بى مرز محبوب، پيوند گيرد و آينه تجلى نور خدا شود.
مناجات شعبانيه، سهمى از اين ره توشه دارد كه امامان
معصوم عليهم السلام بر خواندن آن استمرار داشته اند. خوان رحمت الهى در ماه شعبان گسترده تر است، و «مناجات»، وسيله حضور در
كنار اين مائده معنوى است. نمازگزاران و متهجدان و نيايشگران، در محرابى مى
ايستند كه همه عارفان و سالكان و پيامبران و امامان، مقيم و معتكف آن بوده اند. اهل دعا، پيمانه از بحر بيكران رحمت خدا مى كشند و مستانِ سر خوشِ باده
هاى سحرگاهى و شبهاى پر ستاره و روشن از تهجد و سجودند.
آنكه به «نماز»
مىايستد و به «دعا» مىنشيند، بر سفره رزق روح نشسته است و روزى رحمت و استجابت
در محراب عبوديت او نازل مىشود.
«مناجات شعبانيه»،
درخواست «روشنايى دل» از خدايى است كه هم «نور» است، هم فروغ آفرين. شعبانيه، گامى
در زدودن «حجاب» از چهره «جان» است، تا جلوه ربوبى، در اين آينه بهتر انعكاس يابد
و نجواى او در ضميرهاى روشن به گوش دل رسد. در مناجات شعبانيه، با امامان معصوم
همنوا مىشويم تا همه ايام عمر را در سايه نيايش مبارك گردانيم.
«بركت»، خير و نيكى
ماندگار و پايدار در يك چيز است. «مبارك» بودن يك روز يا يك ماه يا يك مكان و ساعت
و لحظه، به سرشارى آن از اينگونه نيكىهاى جاودانه است و شعبان و رمضان از همين رو
«مبارك» است. آنان كه در اين ماهها، دست نيكى به سوى ديگران دراز مى كنند و گام
يارى به سوى منزل محرومان بر مى دارند و زبان خيرخواهى به نفع مستمندان
مىگشايند، در همين دنيا بار سفر آخرت خويش را مىبندند و براى آن «روز نياز»،
ذخيره سازى مىكنند.
به قول صائب تبريزى:
اى رهروى كه خير به مردم رسانده اى
آسوده رو، كه بار تو بر دوش مردم است
بارى، ايام ما با
عبادت و عمل صالح ما «مبارك» مىشود و اگر به غفلت و سستى بگذرد، «بىبركت» خواهد
شد. شب زنده دارى هاى عابدان، اشكهاى شب بيداران، استغفارهاى متهجدان، «يا رب،
يا رب» سحر خيزان، نجواى خالصانه دعا خوانان، همه و همه جلوه هايى از «بركت» است
كه در ساعات و لحظات اين ماه «مبارك» نهفته است.
اعياد خجسته شعبانيه
سوم
شعبان – ميلاد مبارک سومين امام معصوم، حسين
بن علی حضرت اباعبدالله (ع)، سرور آزادگان جهان، دومين ثمره پيوند فرخنده على (ع)
و حضرت فاطمه، دختر پيامبر اسلام (ص) در خانه وحى و ولايت؛ روز پاسدار.
چهارم
شعبان- ميلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس
(ع)، سمبل مقاومت و وفاداری در راه آرمان مقدس جهاد فی سبيل الله و پرچم گذشت و
فداكارى و جانبازى در صحراى كربلا؛ روز جانباز.
پنجم
شعبان - ميلاد مسعود زينت عبادت
كنندگان و سرور نيايشگران، معصوم چهارم حضرت امام على بن الحسين زين العابدين صلوات الله و سلامه عليه.
نيمه
شعبان - فرخنده ميلاد دوازدهمين پيشواى
معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام عصر و زمان - عجل الله تعالى فرجه - گلشن گل
فروز مهر گيتي آل محمد (ص)، مصلح الهى و طلايه دار آزادي .
در فضيلت و اعمال ماه
شعبان است
بدانيم كه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت
سيد انبياء صَلَّى اللَّه عَليه وَ اله و آن
حضرت اين ماه را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه رمضان و مى فرمود شعبان ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب
شود.
از حضرت صادق (ع)
روايت است كه چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين (ع) اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود:
اى گروه اصحاب من مى دانيد اين چه ماهى است اين ماه شعبان است و حضرت رسول (ص) مى فرمود شعبان ماه
من است، پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود بحقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست
قدرت
اوست سوگند ياد مى كنم كه از پدرم حسين بن على (ع) شنيدم كه
فرمود
شنيدم از اميرالمؤ منين (ع) كه هر كه روزه دارد شعبان را
براى محبّت پيغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا
دوست دارد خدا او را و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند.
بدرستى كه رسول خدا (ص) هرگاه مى ديد هلال شعبان را امر مى فرمود مُنادى را كه ندا مى كرد در مدينه: ((
اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله بسوى شما ))
مى فرمايد آگاه باشيد
بدرستى كه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى
را كه يارى كند مرا بر ماه من يعنى روزه
بدارد آن را. پس گفت: حضرت صادق (ع) كه اميرالمؤ منين (ع) مى فرمود كه فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى كه شنيدم منادى رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله ندا
كرد
در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدتى كه حيات دارم ان
شاء الله تعالى. پس مى فرمود كه روزه دو ماه
كه شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرت است از خدا.
از حضرت صادق (ع)
منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضيلت روزه رجب فرمود چرا غافليد از روزه شعبان راوى عرض كرد: يابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه يك روز از
شعبان را روزه بدارد؟ فرمود: به خدا قسم بهشت ثواب اوست. عرض كرد: يابن رسول الله
بهترين اعمال
در اين ماه چيست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در
ماه شعبان حق تعالى آن را تربيت كند.
كاش كاهش چشمگير خطاها
و تخلفات و شكايت ها و نزاعها كه در اين ماهها جلوه گر است، تا ماههاى ديگر هم
دامن بگستراند و همه ايام، در «طهارت» و «آرامش»، مانند شعبان و رمضان گردد.
زيانكار، كسى است كه
رمضان بگذرد و او در «كوره روزه» نگدازد و پاك نشود. خسران زده كسى است كه ماه
مغفرت بر او بگذرد و غفران الهى شامل حالش نشود و حالش تحول نيابد. مگر ما چه قدر
فرصت «تجديد ديدار» با «فطرت» داريم؟ مگر در طول سال، چند «شب قدر» داريم؟ ماهىِ جان
در درياى «ياد خدا» ست كه حيات مىيابد. و گرنه دلهاى جدا از خدا، مشتى گوشت است،
سخت تر از سنگ!...
كاش چراغ «ذكر» و شمع «ياد» در شبستان همه دلها روشن شود و
ظلمت گناه و غفلت، از زاويه همه قلوب، زدوده گردد. ان شاء ا...
احاديث نبوي از پيامبر اعظم (ص) در خصوص امام زمان (عج)
قال رسول الله (ص) : المهدي
من ولدي، اسمه اسمي و كنيته كنيتي، أشبه الناس بي خلقاً و خلقاً، تكون له غيبه و
حيره تضل فيه الامم، ثم يقبل كالشهاب الثاقب و يملاها عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جوراً.
(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدين.)
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي از فرزندان من است، نامش نام من (محمد) و كنيه اش كنيه من (ابوالقاسم) مي باشد، در صورت و سيرت از همه كس به من شبيه تر است. براي او غيبتي است كه در آن مردم دچار حيرت مي گردند و بسياري از دسته ها و گروههاي مردم، گمراه ميشوند، آنگاه مانند ستاره تاباني از پرده غيبت بدر آيد و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.
قال رسول الله (ص): المهدي
رجل من ولدي وجهه كالكوكب الدري. (بحارالانوار/ ج 51/ ص 80/ ح الثامن، به نقل از
كشف الغمه)
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي مردي از فرزندان من است كه رويش چون ستاره تابان مي باشد.
قال رسول الله (ص): المهدي رجل من ولدي، لونه لون عربي و جسمه جسم اسرائيلي.
علي خده الايمن خال... (بحارالانوار/ ج 51/ ص 80/ ح التاسع، به نقل از كشف الغمه)
پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي مردي از فرزندان من است. رنگ پوست او، رنگ نژاد عرب و اندامش چون اندام فرزندان حضرت يعقوب (ع) (قوي و بلند قامت) است و خالي بر گونه راست او مي باشد.
قال
رسول الله (ص): ابشركم بالمهدي يبعث في امتي
علي اختلاف من الناس و زلازل، فيملا الارض عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا
...... (بحارالانوار، ج 51، ص 81، ح الثامن عشر، به نقلاز كشف الغمه))
پيامبر اكرم (ص)
فرمودند: مژده باد شما را به ظهور مهدي
كه وقتي اوضاع جهان متزلزل مي شود و مردم با يكديگر به اختلاف مي پردازند، قيام مي
كند و زمين را پر از عدل و داد مي نمايد، همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده است.
خدايش با او صحبت كرد ....
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»
خدا لبخندي زد و پاسخ داد:
« زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»
من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»
خدا جواب داد....
« اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين رادارند كه روزي بچه شوند»
«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند»
«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»
«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»
« اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»
«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»
« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند»
« ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است»
« اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»
« اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»
« اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»
باافتادگي خطاب به خدا گفتم:
« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم»
و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»
خدا لبخندي زد و گفت...
«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»
« هميشه»
جملات قصار
۱-فقير کسي نيست که کم دارد،
فقير کسي است که زياد مي طلبد
۲-زندگي جدولي هست که جايزه پر
کردن خانه هاي آن مرگ است
۳-التماس به خدا جرات است،اگر برآورده شود رحمت است .اگر برآورده
نشود حكمت است.
التماس به مردم خفت است، اگر برآورده شود منت است ،اگر برآورده نشود ذلت است
۴-ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد
بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكسته نبره .
۵-دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است
آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم
۶-خدايا به من کمک کن تا از آنچه که به من داده ايي لذت ببرم و از
آنچه که به من نداده ايي حسرت نخورم
۷-از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ...
از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ...
بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ...
و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت
۸-دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ .
دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران .
چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر
نماز و چشمت را در خانه دوست.
۹-هر گاه فکر کردي گناه کسي آنقدر بزرگ است که نمي تواني او را
ببخشي.بدان که آن از کوچکي روح توست نه از بزرگي گناه او.
۱۰-مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست
ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه ميرفت.مرد جلو رفت و از
فرشته پرسيد:اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد:مي خواهم با اين
مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش كنم.آن وقت ببينم چه
كسي واقعا خدارا دوست دارد؟
مادر
در باغچه زندگی ام گلی است به زیبایی
تما گل ها.
در اسمان زندگی ام درخشان ترین ستاره
ای است در بین همه ستاره ها.
در دلم نامی است که در قلبم نوشته
شده وتا ابد هم باقی خواهد ماند .
او همسفر زندگی ام است و فرشته نجات
در زندگی ام است .
او تک ستاره زندگی ام است و زیباترین
کهکشان زندگی ام است.
در شب وروز همدم زندگی ام است وعشق
زندگی.
در دردها و غم ها غصه ها یم شریک
است.
در دریای ابی زندگی ام او تنها مروارید
دریاست.
در ترانه زندگی ام او بهترین ترانه
است.
بدون او زندگی ام بی معناست بی دریاست
بی گرماست وسرد سرد است.او حقیقت
او تنها فرشته زندگی ام یعنی مادرم بود.
به عشق تو زنده ام...
عزیزم این قلب کوچکم تنها برای تو می تپد ! این چشمهای بی گناهم برای تو اشک می ریزند و این تن خسته ام به عشق تو زنده است....به قلب کوچک و گویا شکسته ام عشق بورز که برای تو می تپد.....خون عاشقی را با محبت هایت در رگهای خشکم بریز و به من جانی تازه ببخش .....مرا نوازش کن ٬ مرا آرام کن ٬ بیا و به من بگو که مرا دوست میداری،اگر بارها گفته ای باز تکرار کن عزیزم....مرا از دلتنگی هایم رها کن و همیشه در کنارم باش تا دیگر چشمهایم بهانه تو را نگیرند !به عشق تو زنده ام ٬ به امید تو نفس می کشم ٬ اگر روزی بخواهی عشق و امیدم
را از من بگیری دیگر مجالی برای زندگی نخواهد بود!عزیزم تو تنها آرزوی منی ٬ با من بمان ٬عاشقتر از همیشه نیز بمان تا من نیز به تنها آرزویم که رسیدن به تو می باشد برسم....در دریای زندگی به عشق تو روبروی امواج خشمگین دریا ایستاده ام ٬ تو که نباشی در این دریا غرق خواهم شد ٬پس بیا و قایق نجات من باش عزیزم ٬
و مرا در برابر امواج بی محبتی ها و تنهایی ها نجات بده و تنها سر پناه برای من باش....در راه رسیدن به تو خیلی سختی ها را کشیدم ٬ از همه کس و و همه چیز گذشتم تا با تو بمانمو دیگر نمیخواهم تویی که به سختی به دست آورده ام ٬ به آسانی و در یک لحظه مثل عشق های پوچ این زمانه از دست بدهم! عزیزم از تمام دار و ندارم در این دنیا تنها یک قلب کوچک را دارم که در سینه ام به عشق تو می تپد .... با آن باش ٬ همیشه و همیشه با عطر نفسهایت ٬ خون عاشقی ات کاری كن قلبم که تنهای تنها برای تو هست به عشق و به امید تو تا ابد بتپد!

